سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

261

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قال : طعن دوم : آنكه عمر . . . خانه حضرت سيدة النسا ( عليها السلام ) را بسوخت ، وبر پهلوى مبارك آن معصومه به شمشير خود صدمه رسانيد كه موجب اسقاط حمل گرديد . واين قصه سراسر واهى وبهتان وافتراست هيچ اصلى ندارد ، ولهذا أكثر اماميه قائل اين قصه نيستند ، وگويند كه : قصد سوختن آن خانه مبارك كرده بود ، ليكن به عمل نياورد . وقصد از أمور قلبيه است كه بر آن غير از خداى تعالى ديگرى مطلع نمىتواند شد ! واگر مراد از قصد ، تخويف وتهديد زبانى است وگفتن اينكه : من خواهم سوخت ، پس وجهش آن است كه اين تخويف وتهديد كساني را بود كه خانه حضرت زهرا ( عليها السلام ) را ملجأ وپناه هر صاحب خيانت دانسته ، حكم حرم مكة معظمه داده ، در آنجا جمع مىشدند ، وفتنه وفساد منظور مىداشتند ، وبر هم زدن خلافت خليفه أول به كنكاشها ومشورتهاى فسادانگيز قصد مىكردند ، وحضرت زهرا ( عليها السلام ) هم از اين ‹ 432 › نشست وبرخاست آنها مكدر وناخوش بود ، ليكن به سبب كمال حسن خلق ، به آنها بي پرده نمىفرمود